مبادلات فولادي ايران و اتحاديه اروپا كاهش يافته است
اقتصاد
اگر اتحاديه اروپا را سازماني واحد تصور كنيم، اين اتحاديه با فهرستي از كشورهايي كه در سال 2009 بالغ بر 26/16447 ميليون دلار آمريكا توليد ناخالص داخلي داشتهاند و از تعادل موازنه قدرت خريد استفاده ميكنند، بزرگترين اقتصاد جهان را دارد. از آنجا كه تعداد كشورهايي كه به اتحاديه سياسي ميپيوندند رو به افزايش است و نيز با توجه به اينكه كشورهاي جديد معمولا از حد متوسط اتحاديه اروپا پايينتر هستند (فقيرترند) و اين ظرفيت را دارند كه با سرعت بيشتري رشد كنند، انتظار ميرود كه اقتصاد اتحاديه اروپا ظرف دهه آينده افزايش چشمگيري داشته باشد. شوراي اروپا برآوردهاي انجام شده در دسامبر 2009 را منتشر ساخت كه نشان داد اقتصاد اتحاديه اروپا تقريبا 7/0 درصد در سال 2008 رشد داشته، اما در سال 2009 با يك افت 2/4 درصدي مواجه شده است.
پيشبيني ميشود، در سال 2010 ميزان توليد ناخالص اتحاديه اروپا به 183/72980 ميليون دلار برسد.
اتحاديه اروپا بزرگترين صادركننده جهان است و در سال 2008 نيز به عنوان بزرگترين واردكننده كالا و خدمات در جهان نام گرفت. داد و ستد بينالمللي بين اعضاي اتحاديه اروپا با توجه به حذف موانع تجاري از قبيل تعرفهها و كنترل گمركي آسانتر شده است. در منطقه اروپا، عدم اختلاف ارزي نيز به كمك تجار در اين منطقه آمده است. تمامي كشورهاي عضو اتحاديه اروپا از اعضاي سازمان تجارت جهاني (WTO) هستند.
صنعت فولاد اتحاديه اروپا
فولاد از جمله نخستين مواد استفاده شده توسط بشر است. آنچه كه به جذابيت اين ماده ميافزايد تنوع كمنظير محصولات فولادي است. هماكنون بيش از 2000 نوع محصول فولادي مختلف توليد ميشوند و هر 5 سال يكبار60 درصد انواع ماركهاي فولادي در كشورهاي صنعتي از لحاظ كيفيت بهبود يافته و با انواع ماركهاي جديد فولادي با وزن كمتر،خواص مكانيكي بهتر جايگزين ميشود، امكان بازيافت 100درصدي محصولات فولادي مصرف شده و تاثير همه جانبه فولاد بر روند زندگي بشر بواسطه استفاده از آن در فنون و علوم مختلف، از ديگر مواردي است كه بر جذابيت استفاده از فولاد ميافزايد. بيشك صنايع توليد فولاد در اروپا از باسابقهترين و تاثيرگذارترين واحدهاي توليد فولاد در كل جهان هستند.
اين صنايع جمعا در سال 2009 درآمدي بالغ بر 140 ميليارد يورو را ايجاد كرده و موجب اشتغال مستقيم بالغ بر300 هزار نفر شدند و حدود 139 ميليون تن فولاد در سال 2009 در 27 كشور اروپايي توليد شده است. قسمت عمده فولاد توليدي در اين كشورها بصورت ماشينآلات با ارزش افزوده بسيار بالا صادر ميشود.
با وجود موقعيت كنوني فولاد اروپا، ژاپن، كره و ديگر بزرگان صنعت فولاد جهان در عرصه بينالمللي، فاقد مزيت خدادادي نسبت به برزيل، هندوستان، ايران و... براي توليد فولاد در جهان هستند.
اين مناطق جغرافيايي فاقد ذخاير قابل توجه از مواد اوليه معدني و انرژيزاي مورد نياز براي توليد فولاد هستند، آنچه كه باعث تبديل شدن اروپا به دومين توليدكننده بزرگ فولاد جهان در سالهاي اخير شده است تلاش، سختكوشي و سرمايهگذاري باورنكردني اروپاييها در زمينه تحقيق و توسعه است.
تجارت فولادي
اتحاديه اروپا در سال 2009 بالغ بر 139 ميليون تن فولاد خام توليد كرد كه بعد از آسيا يا به عبارت بهتر چين دومين منطقه بزرگ جهان در زمينه توليد فولاد خام بود، اما اين منطقه در زمينه تجارت فولاد نيز جزو مناطق فعال در دنيا است كه در زير به وضعيت صادرات و واردات محصولات فولادي اين منطقه پرداختهايم.
با وجود افت 8 درصدي سه ماهه نخست سال 2010 صادرات محصولات فولادي 27 كشور اتحاديه اروپا نسبت به ميزان صادرات سه ماهه چهارم سال 2009، اين منطقه كماكان به عنوان صادركننده صرف محصولات كارخانههاي فولادسازي مطرح است، اما ميزان واردات نيز 13 درصد نسبت به سه ماه آخر سال 2009 افزايش يافت. صادرات 7/7 ميليون تني با اين كه 8 درصد كمتر از سه ماه گذشتهاش بود، با اين حال حدود 15 درصد نسبت به سه ماه نخست سال 2009 افزايش را تجربه كرد.
ميزان صادرات محصولات فولادي اتحاديه اروپا در ماه مارس سال 2010 به بيش از 3 ميليون تن رسيد كه بعد از ماه اكتبر سال 2008 يك ركورد محسوب ميشود. صادرات خالص اتحاديه اروپا در سه ماهه نخست سال جاري در حدود 4/1 ميليون تن كمتر از سه ماهه چهارم سال 2009 بود. واردات 1/6 ميليون تني در سه ماهه نخست، شامل واردات 5/2 ميليون تني ماه مارس نيز ميشود كه بيشترين ميزان واردات ماهانه از ماه نوامبر سال 2008 است.
در نمودار زير ميزان مبادلات تجاري فولادي اتحاديه اروپا در سالهاي اخير را مشاهده ميكنيد. همانگونه كه در نمودار مشهود است در سه ماه سوم سال 2008 و اوجگيري بحران اقتصادي در جهان از حجم مبادلات بشدت كاسته شده، اما تعادل بين صادرات و واردات محصولات فولادي مثبت است.
آفريقا و كشورهاي اروپايي غير عضو اتحاديه اروپا بزرگترين بازارهاي محصولات فولادي اتحاديه اروپا هستند كه بعد از اين مناطق خاورميانه بزرگترين شريك تجاري فولاي اين منطقه است. لولههاي فولادي و محصولات تخت و طويل نيز بيشترين حجم صادرات فولادي اتحاديه اروپا را به خود اختصاص دادهاند.
مبادلات تجاري آهن و فولاد با ايران
در سال 2005 ميلادي ميزان صادرات محصولات فولادي از اتحاديه اروپا به ايران بالغ بر 217/1 ميليارد يورو بود. در سال 2007 اين ميزان به 03/1 ميليارد يورو رسيد و در سال 2009 به 748 ميليون يورو كاهش يافت. ميزان واردات محصولات فولادي ايران از اتحاديه اروپا در سال 2009 بالغ بر 6/0 ميليون تن بوده كه نسبت به سال 2008 (9/0 ميليون تن) در حدود 33 درصد كاهش را نشان ميدهد، اما ميزان صادرات محصولات فولادي ايران به اتحاديه اروپا در سال 2009 تنها بالغ بر 32 هزار يورو است.
وضعيت كنوني صنايع فولاد اروپا
27 كشور اروپايي كه از نظر داشتن فن و تكنولوژي بدون وابستگي به ساير كشورها توان توليد محصولات فولادي بيشتري را دارند، براي جلوگيري از افزايش وابستگي به واردات مواد اوليه آهندار و... كوشش ميكنند قسمتي از مصارف معمولي فولادي خود را با واردات تامين كنند، به طوريكه اين كشورها مقام نخست در زمينه واردات محصولات فولادي در سال 2009 را با وارد كردن 1/30 ميليون تن فولاد به خود اختصاص دادهاند.
در مقابل رشد توليد فولاد در دو دهه اخير كشورهايي مانند چين، ايران، هند، برزيل و... سبب افزايش جهاني توليد فولاد شده است.
به عبارت ديگر در سال آينده نيز ميزان توليد فولاد كشورهاي صنعتي اندكي تغيير كرده، اما توليد فولاد كشورهاي در حال توسعه افزايش خواهد يافت.
اما به علت كوشش كشورهاي صنعتي براي بهبود كيفيت محصولات فولادي درآمد خالص آنان از توليد فولاد به ازاي هر تن توليد مسلما چند برابر كشورهاي در حال توسعه مانند برزيل هند و ايران كه مزيت نسبي براي توليد فولاد دارند، خواهد بود.
در سالهاي اخير صنايع فولاد اروپا با پشت سر گذاشتن تحولات سريع و مهمي نظير فروريختن ديوار برلين و سقوط اتحاد جماهير شوروي مواجه بوده است. صنايع فولاد اروپا هماكنون امكان بيشتري جهت انجام سرمايهگذاري براي ادغام در بخشهاي مختلف صنعتي را دارند.
همچنين چند سالي است كه صنايع اروپا به جاي دنبالهروي صرف از روند تقاضا در بازار، خود را با شرايط بازار هماهنگ ميكنند، به اين معني كه با ايجاد تغييرات در ميزان محصولات ذخيرهسازي شده در انبارها امكان كنترل قيمتهاي بازار را بهدست آوردهاند.
پيشبيني
كارشناسان در رابطه با وضعيت بازار فولاد اتحاديه اروپا در نيمه دوم سال 2010 پيشبينيهاي خوشايندي ندارند. بنابر گزارش رويترز، شركت آرسلورميتال و ديگر فولادسازان در سه ماهه دوم بواسطه تداوم انبارسازي مجدد و افزايش تقاضا و قيمتهاي بالاتر در صنايع خودروسازي، تا حدي شكستهاي ناشي از بحران اقتصادي خود را جبران كردند، اما ممكن است كه اين وضعيت خوب پايدار نباشد.
هزينههاي بالاي مواد اوليه و يك چشمانداز اقتصادي تاريك به همراه ركود تابستاني همگي بدين معني است كه در ماههاي باقيمانده سال بايد در انتظار روزهاي سخت باشيم.
در كشور چين قيمت محصولات فولادي بعد از سه ماه كاهش رو به افزايش گذاشتند، اما با اين حال كارخانههاي فولادسازي و تجار هيچگونه اعتمادي به اين بازار ندارند. مشتريان با توجه به انبارسازي مجدد براي خريد دست نگه داشتهاند.
شركت آرسلورميتال كه در سه ماهه دوم ميزان توليد خود را به دو برابر مدت زمان مشابه سال گذشته رساند و ميزان سود خود را براي نخستينبار بعد از ركود ماه ژانويه تا مارس تا 60 درصد افزايش داد، پيش بيني ميشود كه در سه ماهه سوم با يك افت 10 تا 15 درصدي مواجه شود.
يك پيشبيني غير معتبر نيز وجود دارد كه در آن افزايش هزينههاي سنگآهن و زغال ككشو محتمل است، در حاليكه قيمتهاي نقد بسيار ضعيف هستند. بايد منتظر ماند تا مشخص شود كه آيا اين پيشبينيها به حقيقت ميپيوندند يا خير؟
منابع: متال بولتن، ويكي پديا، رويترز
مترجم: كمالالدين غفوري
اگر اتحاديه اروپا را سازماني واحد تصور كنيم، اين اتحاديه با فهرستي از كشورهايي كه در سال 2009 بالغ بر 26/16447 ميليون دلار آمريكا توليد ناخالص داخلي داشتهاند و از تعادل موازنه قدرت خريد استفاده ميكنند، بزرگترين اقتصاد جهان را دارد. از آنجا كه تعداد كشورهايي كه به اتحاديه سياسي ميپيوندند رو به افزايش است و نيز با توجه به اينكه كشورهاي جديد معمولا از حد متوسط اتحاديه اروپا پايينتر هستند (فقيرترند) و اين ظرفيت را دارند كه با سرعت بيشتري رشد كنند، انتظار ميرود كه اقتصاد اتحاديه اروپا ظرف دهه آينده افزايش چشمگيري داشته باشد. شوراي اروپا برآوردهاي انجام شده در دسامبر 2009 را منتشر ساخت كه نشان داد اقتصاد اتحاديه اروپا تقريبا 7/0 درصد در سال 2008 رشد داشته، اما در سال 2009 با يك افت 2/4 درصدي مواجه شده است.
پيشبيني ميشود، در سال 2010 ميزان توليد ناخالص اتحاديه اروپا به 183/72980 ميليون دلار برسد.
اتحاديه اروپا بزرگترين صادركننده جهان است و در سال 2008 نيز به عنوان بزرگترين واردكننده كالا و خدمات در جهان نام گرفت. داد و ستد بينالمللي بين اعضاي اتحاديه اروپا با توجه به حذف موانع تجاري از قبيل تعرفهها و كنترل گمركي آسانتر شده است. در منطقه اروپا، عدم اختلاف ارزي نيز به كمك تجار در اين منطقه آمده است. تمامي كشورهاي عضو اتحاديه اروپا از اعضاي سازمان تجارت جهاني (WTO) هستند.
صنعت فولاد اتحاديه اروپا
فولاد از جمله نخستين مواد استفاده شده توسط بشر است. آنچه كه به جذابيت اين ماده ميافزايد تنوع كمنظير محصولات فولادي است. هماكنون بيش از 2000 نوع محصول فولادي مختلف توليد ميشوند و هر 5 سال يكبار60 درصد انواع ماركهاي فولادي در كشورهاي صنعتي از لحاظ كيفيت بهبود يافته و با انواع ماركهاي جديد فولادي با وزن كمتر،خواص مكانيكي بهتر جايگزين ميشود، امكان بازيافت 100درصدي محصولات فولادي مصرف شده و تاثير همه جانبه فولاد بر روند زندگي بشر بواسطه استفاده از آن در فنون و علوم مختلف، از ديگر مواردي است كه بر جذابيت استفاده از فولاد ميافزايد. بيشك صنايع توليد فولاد در اروپا از باسابقهترين و تاثيرگذارترين واحدهاي توليد فولاد در كل جهان هستند.
اين صنايع جمعا در سال 2009 درآمدي بالغ بر 140 ميليارد يورو را ايجاد كرده و موجب اشتغال مستقيم بالغ بر300 هزار نفر شدند و حدود 139 ميليون تن فولاد در سال 2009 در 27 كشور اروپايي توليد شده است. قسمت عمده فولاد توليدي در اين كشورها بصورت ماشينآلات با ارزش افزوده بسيار بالا صادر ميشود.
با وجود موقعيت كنوني فولاد اروپا، ژاپن، كره و ديگر بزرگان صنعت فولاد جهان در عرصه بينالمللي، فاقد مزيت خدادادي نسبت به برزيل، هندوستان، ايران و... براي توليد فولاد در جهان هستند.
اين مناطق جغرافيايي فاقد ذخاير قابل توجه از مواد اوليه معدني و انرژيزاي مورد نياز براي توليد فولاد هستند، آنچه كه باعث تبديل شدن اروپا به دومين توليدكننده بزرگ فولاد جهان در سالهاي اخير شده است تلاش، سختكوشي و سرمايهگذاري باورنكردني اروپاييها در زمينه تحقيق و توسعه است.
تجارت فولادي
اتحاديه اروپا در سال 2009 بالغ بر 139 ميليون تن فولاد خام توليد كرد كه بعد از آسيا يا به عبارت بهتر چين دومين منطقه بزرگ جهان در زمينه توليد فولاد خام بود، اما اين منطقه در زمينه تجارت فولاد نيز جزو مناطق فعال در دنيا است كه در زير به وضعيت صادرات و واردات محصولات فولادي اين منطقه پرداختهايم.
با وجود افت 8 درصدي سه ماهه نخست سال 2010 صادرات محصولات فولادي 27 كشور اتحاديه اروپا نسبت به ميزان صادرات سه ماهه چهارم سال 2009، اين منطقه كماكان به عنوان صادركننده صرف محصولات كارخانههاي فولادسازي مطرح است، اما ميزان واردات نيز 13 درصد نسبت به سه ماه آخر سال 2009 افزايش يافت. صادرات 7/7 ميليون تني با اين كه 8 درصد كمتر از سه ماه گذشتهاش بود، با اين حال حدود 15 درصد نسبت به سه ماه نخست سال 2009 افزايش را تجربه كرد.
ميزان صادرات محصولات فولادي اتحاديه اروپا در ماه مارس سال 2010 به بيش از 3 ميليون تن رسيد كه بعد از ماه اكتبر سال 2008 يك ركورد محسوب ميشود. صادرات خالص اتحاديه اروپا در سه ماهه نخست سال جاري در حدود 4/1 ميليون تن كمتر از سه ماهه چهارم سال 2009 بود. واردات 1/6 ميليون تني در سه ماهه نخست، شامل واردات 5/2 ميليون تني ماه مارس نيز ميشود كه بيشترين ميزان واردات ماهانه از ماه نوامبر سال 2008 است.
در نمودار زير ميزان مبادلات تجاري فولادي اتحاديه اروپا در سالهاي اخير را مشاهده ميكنيد. همانگونه كه در نمودار مشهود است در سه ماه سوم سال 2008 و اوجگيري بحران اقتصادي در جهان از حجم مبادلات بشدت كاسته شده، اما تعادل بين صادرات و واردات محصولات فولادي مثبت است.
آفريقا و كشورهاي اروپايي غير عضو اتحاديه اروپا بزرگترين بازارهاي محصولات فولادي اتحاديه اروپا هستند كه بعد از اين مناطق خاورميانه بزرگترين شريك تجاري فولاي اين منطقه است. لولههاي فولادي و محصولات تخت و طويل نيز بيشترين حجم صادرات فولادي اتحاديه اروپا را به خود اختصاص دادهاند.
مبادلات تجاري آهن و فولاد با ايران
در سال 2005 ميلادي ميزان صادرات محصولات فولادي از اتحاديه اروپا به ايران بالغ بر 217/1 ميليارد يورو بود. در سال 2007 اين ميزان به 03/1 ميليارد يورو رسيد و در سال 2009 به 748 ميليون يورو كاهش يافت. ميزان واردات محصولات فولادي ايران از اتحاديه اروپا در سال 2009 بالغ بر 6/0 ميليون تن بوده كه نسبت به سال 2008 (9/0 ميليون تن) در حدود 33 درصد كاهش را نشان ميدهد، اما ميزان صادرات محصولات فولادي ايران به اتحاديه اروپا در سال 2009 تنها بالغ بر 32 هزار يورو است.
وضعيت كنوني صنايع فولاد اروپا
27 كشور اروپايي كه از نظر داشتن فن و تكنولوژي بدون وابستگي به ساير كشورها توان توليد محصولات فولادي بيشتري را دارند، براي جلوگيري از افزايش وابستگي به واردات مواد اوليه آهندار و... كوشش ميكنند قسمتي از مصارف معمولي فولادي خود را با واردات تامين كنند، به طوريكه اين كشورها مقام نخست در زمينه واردات محصولات فولادي در سال 2009 را با وارد كردن 1/30 ميليون تن فولاد به خود اختصاص دادهاند.
در مقابل رشد توليد فولاد در دو دهه اخير كشورهايي مانند چين، ايران، هند، برزيل و... سبب افزايش جهاني توليد فولاد شده است.
به عبارت ديگر در سال آينده نيز ميزان توليد فولاد كشورهاي صنعتي اندكي تغيير كرده، اما توليد فولاد كشورهاي در حال توسعه افزايش خواهد يافت.
اما به علت كوشش كشورهاي صنعتي براي بهبود كيفيت محصولات فولادي درآمد خالص آنان از توليد فولاد به ازاي هر تن توليد مسلما چند برابر كشورهاي در حال توسعه مانند برزيل هند و ايران كه مزيت نسبي براي توليد فولاد دارند، خواهد بود.
در سالهاي اخير صنايع فولاد اروپا با پشت سر گذاشتن تحولات سريع و مهمي نظير فروريختن ديوار برلين و سقوط اتحاد جماهير شوروي مواجه بوده است. صنايع فولاد اروپا هماكنون امكان بيشتري جهت انجام سرمايهگذاري براي ادغام در بخشهاي مختلف صنعتي را دارند.
همچنين چند سالي است كه صنايع اروپا به جاي دنبالهروي صرف از روند تقاضا در بازار، خود را با شرايط بازار هماهنگ ميكنند، به اين معني كه با ايجاد تغييرات در ميزان محصولات ذخيرهسازي شده در انبارها امكان كنترل قيمتهاي بازار را بهدست آوردهاند.
پيشبيني
كارشناسان در رابطه با وضعيت بازار فولاد اتحاديه اروپا در نيمه دوم سال 2010 پيشبينيهاي خوشايندي ندارند. بنابر گزارش رويترز، شركت آرسلورميتال و ديگر فولادسازان در سه ماهه دوم بواسطه تداوم انبارسازي مجدد و افزايش تقاضا و قيمتهاي بالاتر در صنايع خودروسازي، تا حدي شكستهاي ناشي از بحران اقتصادي خود را جبران كردند، اما ممكن است كه اين وضعيت خوب پايدار نباشد.
هزينههاي بالاي مواد اوليه و يك چشمانداز اقتصادي تاريك به همراه ركود تابستاني همگي بدين معني است كه در ماههاي باقيمانده سال بايد در انتظار روزهاي سخت باشيم.
در كشور چين قيمت محصولات فولادي بعد از سه ماه كاهش رو به افزايش گذاشتند، اما با اين حال كارخانههاي فولادسازي و تجار هيچگونه اعتمادي به اين بازار ندارند. مشتريان با توجه به انبارسازي مجدد براي خريد دست نگه داشتهاند.
شركت آرسلورميتال كه در سه ماهه دوم ميزان توليد خود را به دو برابر مدت زمان مشابه سال گذشته رساند و ميزان سود خود را براي نخستينبار بعد از ركود ماه ژانويه تا مارس تا 60 درصد افزايش داد، پيش بيني ميشود كه در سه ماهه سوم با يك افت 10 تا 15 درصدي مواجه شود.
يك پيشبيني غير معتبر نيز وجود دارد كه در آن افزايش هزينههاي سنگآهن و زغال ككشو محتمل است، در حاليكه قيمتهاي نقد بسيار ضعيف هستند. بايد منتظر ماند تا مشخص شود كه آيا اين پيشبينيها به حقيقت ميپيوندند يا خير؟
منابع: متال بولتن، ويكي پديا، رويترز
مترجم: كمالالدين غفوري
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۵/۱۶ ساعت 18:14 توسط 09141401226 محسن آقازاده
|