دوران ركورد در پايان يافته است؛ نگاهي به صنعت فولاد اروپاي مركزي و شرقي
بايد گفت يقينا چيزي كه زمان كنوني را از آن دوره تغييرات ساختاري و سرمايهگذاري متمايز ميكند نتايج بحران اقتصادي و مالي دو سال پيش و نيز ادامه ترس درخصوص آينده كشورهاي بحرانزده يا بدهكار در منطقه يورو است.
اگر نگاهي به آمار توليد فولاد خام بيندازيم متوجه بخشي از داستان خواهيم شد (طبق جدول). توليد بزرگترين كشور در اين منطقه يعني لهستان در طي پنج ماه نخست اين سال نسبت به مدت مشابه آن در سال 2009 حدود 33 درصد بيشتر بود اما هنوز پايينتر از ميزان آن در طي رونق در سال 2007 است.
توليد فولاد در كل منطقه از روند يكنواختي برخوردار بود كه نسبت به 5 ماه اول سال 2009 به ميزان دو سوم بيشتر بوده اما پايينتر از مدت مشابه آن در سه سال پيش است. آناليز تجارت محصولات فولادي منطقه همين داستان فراز و نشيب را در طي اين سه سال نشان ميدهد.
وضعيت كنوني صنعت فولاد
صنعت فولاد اروپاي مركزي و شرقي به بخش لاينفك صنعت فولاد وسيعتر اتحاديه اروپا تبديل شده است كه چشمانداز كنوني هر دو تقريبا مشابه است.
در ششم ژوئيه امسال زمانيكه كنفدراسيون صنايع آهن و فولاد اروپا (Eurofer) آخرين گزارش فصلي چشمانداز اقتصادي و بازار فولاد خود را منتشر كرد، تاييد كرد كه بهطور كل بازار فولاد اتحاديه اروپا در ماههاي اخير حيات دوبارهاي به خود گرفته است.
گوردون موفات دبيركل اروفر اعلام كرد كه سفارشات و توليدات در تمام بخشها بهبود يافته است، خصوصي اينكه بخش خودروسازي و زنجيره عرضه آن رشد قابل ملاحظهاي داشته است.
ضمنا صنعت ساختماني و صنايع كشتيسازي در وضعيت نامطلوبي باقي ماندهاند.
اگرچه مصرف واقعي هنوز نسبتا ضعيف است، اما بهبود فعاليتها موج افزايش موجودي انبارها در زنجيره توزيع و در بخش مصرفكنندگان نهايي را به راه انداخت.
اروفر پيشبيني ميكند كه در سال 2011 همسو با فعاليت مصرفكنندگان فولاد از جمله در بخش ساختماني بهبود بيشتري حاصل شده و در نتيجه اين بخش توان بيشتري به خود بگيرد، چون سرمايهگذاري در اتحاديه اروپا ميتواند مجددا رشد بيشتري را تجربه كند. صادرات همچنان موتور اصلي رشد در اتحاديه اروپا خواهد بود كه يوروي ضعيف به آن رونق بيشتري خواهد داد. كنفدراسيون مذكور معتقد است كه در شرايط كنوني سردرگمي مديريتي همچنان چالشي براي صنعت فولاد اتحاديه اروپا خواهد بود چون دولتهاي اتحاديه اروپا با معماي ثابت نگه داشتن بودجه و كاهش كسريها بدون كنترل رشد اقتصادي مواجه هستند. اروفر اضافه ميكند كه برنامههاي رياضتي در كوتاهمدت تاثير مثبتي در پويايي داخلي اتحاديه اروپا نخواهد گذاشت و بدين معني است تا آينده نزديكي بهبودي وجود نخواهد داشت و شديدا به قدرتهاي اقتصادي در خارج بستگي دارد.
با وجود اشتراك در اين چشمانداز، اروفر معتقد است كه آينده فولاد در كشورهاي اروپايمركزي و شرقي تفاوتهايي با اروپايغربي دارد. صنعت فولاد اروپاي مركزي و شرقي داراي رشد داخلي پويايي است. ركورد آنان در حد اروپايغربي نبوده و احتمالا رشد سريعتري خصوصا در بخش خصوصي ساختماني خواهد داشت.
فعاليت ساختماني در لهستان به نظر مطلوب ميرسد. بعضي از نهادها يا صندوقهاي مالي اتحاديه اروپا همچنان براي بهبود ساختار زيربنايي كشورهاي اروپاي مركزي و شرقي سرمايهگذاري ميكنند.
اگرچه اين فقط يك عامل كوتاهمدت است، بعضي از مصرفكنندگان در قسمتهايي از اروپاي مركزي و شرقي به واسطه سيل لوازم خانگي خود را از دست دادهاند كه بايد آن را خصوصا در لهستان جايگزين كرد.
اگر نگاه دقيقتري را نيز به آينده اين كشورها بيندازيم خواهيم ديد كه فقط اسلواكي در سال 2011 صاحب يك رشد دو رقمي خواهد بود. ديگر كشورهاي اين منطقه احتمالا تا حدي رشد بيشتري نسبت به اعضاي غربي خود داشته باشند.
تصويري تيره و تار از چشمانداز آتي
بعضي از تحليلگران بازار تصويري تيره و تار را از آن ارائه ميدهند. مثلا يك شركت حمل و نقل آلماني كه در منطقه فعال است، ميگويد: قيمتهاي فولاد ظرف 10 هفته گذشته بلافصل رو به كاهش بوده است و بر همين اساس نرخهاي حملونقل نيز در ظرف چند هفته گذشته پايين آمده است.
حجم تجاري كنوني نيز در حدي نيست كه بتواند مانع افت نرخها شود.
اما اين تحليلگران معتقدند كه شرايط تغيير خواهد كرد. موجودي انبارهاي خريداران در منطقه خليجفارس و نيز هندوستان تقريبا تمام شده است. آنان بايد تاكتيكهاي «بشين و ببين چه اتفاقي خواهد افتاد» را ديگر رها كنند و بايد به بازار آمده با فروشندگان خود در اروپاي مركزي و شرقي ارتباط برقرار كنند.
علاوه بر اين تركيه اخيرا حجم زيادي قراضه را از آمريكا خريده است. در مجموع رفته انتظار ميرود كه نرخ حملونقل براي درياي سياه و تركيه افزايش پيدا كند. مثلا بخش حملونقل در اين منطقه درخواستهاي بيشتري را براي حمل محمولهها در ماههاي اوت و سپتامبر دريافت ميكنند.
تحليلگر متال بولتن ميگويد كه كاهش هزينههاي عمومي در اروپا آينده تيره و تاري را براي فولاد اروپاي مركزي و شرقي دربرخواهد داشت و رشد مستمر اقتصاد جهاني خصوصا در هند و چين در حدي نخواهد بود كه از كل ظرفيت فولادسازيها در اين منطقه بهرهبرداري شود كه خبر خوبي براي صادرات اتحاديه اروپا نخواهد بود. آناليز متال بولتن از فعاليت بخش ساختماني اتحاديه اروپا نشان ميدهد كه روند در 15 كشور اتحاديه اروپا به روند در 27 كشور اتحاديه اروپا نزديكتر ميشود.
اين تحليل تاكيد ميكند كه لهستان عملكرد خوبي داشته است، چون همسايگان آن عملكرد خوبي داشتهاند. عكس قضيه نيز درست است.
برگشت سرمايه يا درآمد كارگران مهاجر اروپاي شرقي كه در اروپاي غربي كار ميكنند به زادگاه اين كارگران نيز نقش قابلتوجهي در اين رابطه داشته است. اين جريان سرمايه احتمالا كاهش پيدا كرده است چون رونق اقتصادي در اروپاي غربي متزلزل شده است و بعضي از كارگران مهاجر ترجيح ميدهند كه به زادگاهشان مراجعت كنند.
با توجه به اينكه يك فصل پيش مصرف ظاهري فولاد در منطقه اروپاي مركزي و شرقي به قعر خود رسيد و چشمانداز آن بسيار شكننده است، اميد به بهبود اندكي در آينده وجود دارد.
سال گذشته صنعت فولاد اروپاي مركزي كاملا غربي و كل توليد فولاد 12 كشور اتحاديه اروپا (اروپاي مركزي و شرقي) تقريبا معادل توليد 15 كشور عضو قديميتر در اتحاديه اروپا شد.
عرضه و تقاضا در اروپا براي رشد بازار مطلوب نيست و اين يك واقعيت است.
در حال حاضر ظرفيت محصول تخت در اروپا اشباع شده است، اما در بخش محصولات طويل نيز دامنه گستردهاي براي سازماندهي مجدد وجود دارد.
به عنوان مثال خبرهاي اخير در مورد ادغام كارخانههاي فولادسازي ايليچ و متانيوست در اكراين نشاني از موج جديد فعاليتهاي ادغام و خريد (M&A) در اروپاست.
امروزه ما خبر زيادي از ادغام شركتهاي متوسط محصولات طويل ميشنويم كه رو به ادغام و يكپارچگي آوردهاند تا نوميدانه ترازنامههاي خود را تقويت كنند.
بهنظر ميرسد كه ادغام در واحدهاي ميلگرد ساختماني بسيار مفيد باشد، چون مارجينهاي آنان كه ارتفاعات بين قيمتهاي فروش شمش و ميلگرد آجدار و قيمت خريد آهن قراضه بهدست ميآيد بسيار نزديك هم است و در نهايت رقابت و اقتصادي بودن ظرفيت كارخانه را محدود ميكند.
رشد ظرفيت توليد لوازم خانگي و خودروسازي در منطقه مركزي چك ـ اسلواك ـ لهستان اشباع شده است. اين ظرفيت براي تقاضاي سال 2007 احداث شده بود. حداقل 3ـ2 سال و شايد 5ـ3 سال طول خواهد كشيد كه اين تقاضا به آن سطح برسد.
كشورهاي cis قيمتهاي فولاد خود را كاهش داده و به دنبال بازارهاي صادراتي در شمال آفريقا هستند اما در چارچوب كانالهاي توزيع موثر اتحاديه اروپا مهم قلمداد ميشود چون تا حدي از دادوستد آن دسته از فروشندگان معتمدي كه ميتوانند فروش را تضمين كنند، حمايت ميكند.
شايد بزرگترين تهديد رقابتي كه در حال حاضر براي فولادسازان اروپايمركزي و شرقي وجود دارد از جانب كشورهاي شرقيتر مانند روسيه و تركيه باشد. روسيه به تعداد محصولات فولادي خود ميافزايد و داراي مزيت هزينههاي پايين يا ارزان مواد اوليه است و از طرف ديگر تركيه نيز داراي يك صنعت فولادسازي منسجمي بوده و به تعداد واحدهاي خودروسازي اين كشور نيز افزوده شده است.
براساس آخرين آمار پيشبيني شده است كه كل فروش خودرو در سال 2010 در كشورهاي اروپاي مركزي و شرقي با 5/5 درصد افزايش به 95/2 ميليون دستگاه رسيده است كه قرار است از روسيه و تركيه وارد شود.
بهبود اندك در تجارت فولاد
براساس بررسيهاي انجام شده در 12 كشور اروپايمركزي و شرقي از ژانويه 2008 تا مارس امسال در زمينه تجارت محصولات نيمه نهايي فولادي، محصولات طويل و تخت و انواع لوله گزارش زير ارائه شده است: در سه ماهه دوم سال 2008 ميزان صادرات 12 كشور اروپاي مركزي و شرقي به تمامي مقاصد به 9/6 ميليون تن رسيد.
در سه ماهه آخر آن سال يعني 2008 با آغاز بحران مالي و اقتصادي در جهان اين رقم به 7/3 ميليون تن كاهش پيدا كرده و در سه ماهه اول سال 2009 نيز اينگونه بود كه پس از آن به تدريج شروع به افزايش گذاشت.
در سه ماهه سوم سال 2009 كل صادرات به 7/4 ميليون تن رسيد، اما سه ماهه چهارم آن سال كل صادرات كاهش اندكي پيدا كرد. كل صادرات به حدود 5 ميليون تن در سه ماهه اول امسال رسيد كه نسبت به سه ماهه سوم سال 2008 بالاترين بوده و حدود يك سوم نسبت به همين دوره در سال گذشته افزايش داشته است. صادرات سه ماهه اول سال 2010 به هر صورت 23 درصد كمتر از سه ماهه اول دو سال پيش آن بود.
بيشترين افزايش صادرات مربوط به بازارهاي خارج از منطقه بوده است. افزايش واردات بسيار كمتر شده است. صادرات كشورهاي اروپاي مركزي و شرقي در خود منطقه بين سه ماهه اول 2009 و سه ماهه اول سال 2010 حدود 26 درصد افزايش نشان ميدهد در حاليكه صادرات به كشورهاي خارج از اين منطقه 37 درصد بالا رفته است.
واردات از خارج از منطقه هيچگونه افزايشي نداشته است. 12 كشور اروپاي مركزي و شرقي كه در اين بررسي پوشش داده شدهاند مجموعا واردكنندگان صرفي از خارج اين منطقه به ميزان 9/5 ميليون تن در سال 2008 بودهاند و اين رقم در سال 2009 به 8/1 ميليون تن سقوط كرد.
سه ماهه اول امسال واردات خالص آن فقط به 1/0 ميليون تن رسيد كه 9/0 ميليون تن كمتر از هر سه ماهههاي اول سال 2008 و 2009 است.
اگر نگاهي به آمار توليد فولاد خام بيندازيم متوجه بخشي از داستان خواهيم شد (طبق جدول). توليد بزرگترين كشور در اين منطقه يعني لهستان در طي پنج ماه نخست اين سال نسبت به مدت مشابه آن در سال 2009 حدود 33 درصد بيشتر بود اما هنوز پايينتر از ميزان آن در طي رونق در سال 2007 است.
توليد فولاد در كل منطقه از روند يكنواختي برخوردار بود كه نسبت به 5 ماه اول سال 2009 به ميزان دو سوم بيشتر بوده اما پايينتر از مدت مشابه آن در سه سال پيش است. آناليز تجارت محصولات فولادي منطقه همين داستان فراز و نشيب را در طي اين سه سال نشان ميدهد.
وضعيت كنوني صنعت فولاد
صنعت فولاد اروپاي مركزي و شرقي به بخش لاينفك صنعت فولاد وسيعتر اتحاديه اروپا تبديل شده است كه چشمانداز كنوني هر دو تقريبا مشابه است.
در ششم ژوئيه امسال زمانيكه كنفدراسيون صنايع آهن و فولاد اروپا (Eurofer) آخرين گزارش فصلي چشمانداز اقتصادي و بازار فولاد خود را منتشر كرد، تاييد كرد كه بهطور كل بازار فولاد اتحاديه اروپا در ماههاي اخير حيات دوبارهاي به خود گرفته است.
گوردون موفات دبيركل اروفر اعلام كرد كه سفارشات و توليدات در تمام بخشها بهبود يافته است، خصوصي اينكه بخش خودروسازي و زنجيره عرضه آن رشد قابل ملاحظهاي داشته است.
ضمنا صنعت ساختماني و صنايع كشتيسازي در وضعيت نامطلوبي باقي ماندهاند.
اگرچه مصرف واقعي هنوز نسبتا ضعيف است، اما بهبود فعاليتها موج افزايش موجودي انبارها در زنجيره توزيع و در بخش مصرفكنندگان نهايي را به راه انداخت.
اروفر پيشبيني ميكند كه در سال 2011 همسو با فعاليت مصرفكنندگان فولاد از جمله در بخش ساختماني بهبود بيشتري حاصل شده و در نتيجه اين بخش توان بيشتري به خود بگيرد، چون سرمايهگذاري در اتحاديه اروپا ميتواند مجددا رشد بيشتري را تجربه كند. صادرات همچنان موتور اصلي رشد در اتحاديه اروپا خواهد بود كه يوروي ضعيف به آن رونق بيشتري خواهد داد. كنفدراسيون مذكور معتقد است كه در شرايط كنوني سردرگمي مديريتي همچنان چالشي براي صنعت فولاد اتحاديه اروپا خواهد بود چون دولتهاي اتحاديه اروپا با معماي ثابت نگه داشتن بودجه و كاهش كسريها بدون كنترل رشد اقتصادي مواجه هستند. اروفر اضافه ميكند كه برنامههاي رياضتي در كوتاهمدت تاثير مثبتي در پويايي داخلي اتحاديه اروپا نخواهد گذاشت و بدين معني است تا آينده نزديكي بهبودي وجود نخواهد داشت و شديدا به قدرتهاي اقتصادي در خارج بستگي دارد.
با وجود اشتراك در اين چشمانداز، اروفر معتقد است كه آينده فولاد در كشورهاي اروپايمركزي و شرقي تفاوتهايي با اروپايغربي دارد. صنعت فولاد اروپاي مركزي و شرقي داراي رشد داخلي پويايي است. ركورد آنان در حد اروپايغربي نبوده و احتمالا رشد سريعتري خصوصا در بخش خصوصي ساختماني خواهد داشت.
فعاليت ساختماني در لهستان به نظر مطلوب ميرسد. بعضي از نهادها يا صندوقهاي مالي اتحاديه اروپا همچنان براي بهبود ساختار زيربنايي كشورهاي اروپاي مركزي و شرقي سرمايهگذاري ميكنند.
اگرچه اين فقط يك عامل كوتاهمدت است، بعضي از مصرفكنندگان در قسمتهايي از اروپاي مركزي و شرقي به واسطه سيل لوازم خانگي خود را از دست دادهاند كه بايد آن را خصوصا در لهستان جايگزين كرد.
اگر نگاه دقيقتري را نيز به آينده اين كشورها بيندازيم خواهيم ديد كه فقط اسلواكي در سال 2011 صاحب يك رشد دو رقمي خواهد بود. ديگر كشورهاي اين منطقه احتمالا تا حدي رشد بيشتري نسبت به اعضاي غربي خود داشته باشند.
تصويري تيره و تار از چشمانداز آتي
بعضي از تحليلگران بازار تصويري تيره و تار را از آن ارائه ميدهند. مثلا يك شركت حمل و نقل آلماني كه در منطقه فعال است، ميگويد: قيمتهاي فولاد ظرف 10 هفته گذشته بلافصل رو به كاهش بوده است و بر همين اساس نرخهاي حملونقل نيز در ظرف چند هفته گذشته پايين آمده است.
حجم تجاري كنوني نيز در حدي نيست كه بتواند مانع افت نرخها شود.
اما اين تحليلگران معتقدند كه شرايط تغيير خواهد كرد. موجودي انبارهاي خريداران در منطقه خليجفارس و نيز هندوستان تقريبا تمام شده است. آنان بايد تاكتيكهاي «بشين و ببين چه اتفاقي خواهد افتاد» را ديگر رها كنند و بايد به بازار آمده با فروشندگان خود در اروپاي مركزي و شرقي ارتباط برقرار كنند.
علاوه بر اين تركيه اخيرا حجم زيادي قراضه را از آمريكا خريده است. در مجموع رفته انتظار ميرود كه نرخ حملونقل براي درياي سياه و تركيه افزايش پيدا كند. مثلا بخش حملونقل در اين منطقه درخواستهاي بيشتري را براي حمل محمولهها در ماههاي اوت و سپتامبر دريافت ميكنند.
تحليلگر متال بولتن ميگويد كه كاهش هزينههاي عمومي در اروپا آينده تيره و تاري را براي فولاد اروپاي مركزي و شرقي دربرخواهد داشت و رشد مستمر اقتصاد جهاني خصوصا در هند و چين در حدي نخواهد بود كه از كل ظرفيت فولادسازيها در اين منطقه بهرهبرداري شود كه خبر خوبي براي صادرات اتحاديه اروپا نخواهد بود. آناليز متال بولتن از فعاليت بخش ساختماني اتحاديه اروپا نشان ميدهد كه روند در 15 كشور اتحاديه اروپا به روند در 27 كشور اتحاديه اروپا نزديكتر ميشود.
اين تحليل تاكيد ميكند كه لهستان عملكرد خوبي داشته است، چون همسايگان آن عملكرد خوبي داشتهاند. عكس قضيه نيز درست است.
برگشت سرمايه يا درآمد كارگران مهاجر اروپاي شرقي كه در اروپاي غربي كار ميكنند به زادگاه اين كارگران نيز نقش قابلتوجهي در اين رابطه داشته است. اين جريان سرمايه احتمالا كاهش پيدا كرده است چون رونق اقتصادي در اروپاي غربي متزلزل شده است و بعضي از كارگران مهاجر ترجيح ميدهند كه به زادگاهشان مراجعت كنند.
با توجه به اينكه يك فصل پيش مصرف ظاهري فولاد در منطقه اروپاي مركزي و شرقي به قعر خود رسيد و چشمانداز آن بسيار شكننده است، اميد به بهبود اندكي در آينده وجود دارد.
سال گذشته صنعت فولاد اروپاي مركزي كاملا غربي و كل توليد فولاد 12 كشور اتحاديه اروپا (اروپاي مركزي و شرقي) تقريبا معادل توليد 15 كشور عضو قديميتر در اتحاديه اروپا شد.
عرضه و تقاضا در اروپا براي رشد بازار مطلوب نيست و اين يك واقعيت است.
در حال حاضر ظرفيت محصول تخت در اروپا اشباع شده است، اما در بخش محصولات طويل نيز دامنه گستردهاي براي سازماندهي مجدد وجود دارد.
به عنوان مثال خبرهاي اخير در مورد ادغام كارخانههاي فولادسازي ايليچ و متانيوست در اكراين نشاني از موج جديد فعاليتهاي ادغام و خريد (M&A) در اروپاست.
امروزه ما خبر زيادي از ادغام شركتهاي متوسط محصولات طويل ميشنويم كه رو به ادغام و يكپارچگي آوردهاند تا نوميدانه ترازنامههاي خود را تقويت كنند.
بهنظر ميرسد كه ادغام در واحدهاي ميلگرد ساختماني بسيار مفيد باشد، چون مارجينهاي آنان كه ارتفاعات بين قيمتهاي فروش شمش و ميلگرد آجدار و قيمت خريد آهن قراضه بهدست ميآيد بسيار نزديك هم است و در نهايت رقابت و اقتصادي بودن ظرفيت كارخانه را محدود ميكند.
رشد ظرفيت توليد لوازم خانگي و خودروسازي در منطقه مركزي چك ـ اسلواك ـ لهستان اشباع شده است. اين ظرفيت براي تقاضاي سال 2007 احداث شده بود. حداقل 3ـ2 سال و شايد 5ـ3 سال طول خواهد كشيد كه اين تقاضا به آن سطح برسد.
كشورهاي cis قيمتهاي فولاد خود را كاهش داده و به دنبال بازارهاي صادراتي در شمال آفريقا هستند اما در چارچوب كانالهاي توزيع موثر اتحاديه اروپا مهم قلمداد ميشود چون تا حدي از دادوستد آن دسته از فروشندگان معتمدي كه ميتوانند فروش را تضمين كنند، حمايت ميكند.
شايد بزرگترين تهديد رقابتي كه در حال حاضر براي فولادسازان اروپايمركزي و شرقي وجود دارد از جانب كشورهاي شرقيتر مانند روسيه و تركيه باشد. روسيه به تعداد محصولات فولادي خود ميافزايد و داراي مزيت هزينههاي پايين يا ارزان مواد اوليه است و از طرف ديگر تركيه نيز داراي يك صنعت فولادسازي منسجمي بوده و به تعداد واحدهاي خودروسازي اين كشور نيز افزوده شده است.
براساس آخرين آمار پيشبيني شده است كه كل فروش خودرو در سال 2010 در كشورهاي اروپاي مركزي و شرقي با 5/5 درصد افزايش به 95/2 ميليون دستگاه رسيده است كه قرار است از روسيه و تركيه وارد شود.
بهبود اندك در تجارت فولاد
براساس بررسيهاي انجام شده در 12 كشور اروپايمركزي و شرقي از ژانويه 2008 تا مارس امسال در زمينه تجارت محصولات نيمه نهايي فولادي، محصولات طويل و تخت و انواع لوله گزارش زير ارائه شده است: در سه ماهه دوم سال 2008 ميزان صادرات 12 كشور اروپاي مركزي و شرقي به تمامي مقاصد به 9/6 ميليون تن رسيد.
در سه ماهه آخر آن سال يعني 2008 با آغاز بحران مالي و اقتصادي در جهان اين رقم به 7/3 ميليون تن كاهش پيدا كرده و در سه ماهه اول سال 2009 نيز اينگونه بود كه پس از آن به تدريج شروع به افزايش گذاشت.
در سه ماهه سوم سال 2009 كل صادرات به 7/4 ميليون تن رسيد، اما سه ماهه چهارم آن سال كل صادرات كاهش اندكي پيدا كرد. كل صادرات به حدود 5 ميليون تن در سه ماهه اول امسال رسيد كه نسبت به سه ماهه سوم سال 2008 بالاترين بوده و حدود يك سوم نسبت به همين دوره در سال گذشته افزايش داشته است. صادرات سه ماهه اول سال 2010 به هر صورت 23 درصد كمتر از سه ماهه اول دو سال پيش آن بود.
بيشترين افزايش صادرات مربوط به بازارهاي خارج از منطقه بوده است. افزايش واردات بسيار كمتر شده است. صادرات كشورهاي اروپاي مركزي و شرقي در خود منطقه بين سه ماهه اول 2009 و سه ماهه اول سال 2010 حدود 26 درصد افزايش نشان ميدهد در حاليكه صادرات به كشورهاي خارج از اين منطقه 37 درصد بالا رفته است.
واردات از خارج از منطقه هيچگونه افزايشي نداشته است. 12 كشور اروپاي مركزي و شرقي كه در اين بررسي پوشش داده شدهاند مجموعا واردكنندگان صرفي از خارج اين منطقه به ميزان 9/5 ميليون تن در سال 2008 بودهاند و اين رقم در سال 2009 به 8/1 ميليون تن سقوط كرد.
سه ماهه اول امسال واردات خالص آن فقط به 1/0 ميليون تن رسيد كه 9/0 ميليون تن كمتر از هر سه ماهههاي اول سال 2008 و 2009 است.
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۵/۱۶ ساعت 18:9 توسط 09141401226 محسن آقازاده
|